چیزها دیدم در روی زمین:

کودکی دیدم، ماه را بو میکرد.

قفسی بی در دیدم که در آن ، روشنی پرپر میزد

نردبانی که از آن ، عشق میرفت به بام ملکوت

.....

من کتابی دیدم ، واژه هایش از جنس بلور

کاغذی دیدم ، از جنس بهار

موزه ای دیدم دور از سبزه،

مسجدی دور از آب

سر بالین فقیهی نومید ، کوزه ای دیدم لبریز سوال!