چیزها دیدم در روی زمین:
کودکی دیدم، ماه را بو میکرد.
قفسی بی در دیدم که در آن ، روشنی پرپر میزد
نردبانی که از آن ، عشق میرفت به بام ملکوت
.....
من کتابی دیدم ، واژه هایش از جنس بلور
کاغذی دیدم ، از جنس بهار
موزه ای دیدم دور از سبزه،
مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید ، کوزه ای دیدم لبریز سوال!
مهسا جون تولدت مبارک!
انشاا.. صد سال زنده باشی ..
Wishing You On Your Birthday
That Your Mornings,
Will Fill Every Moments With Joy
Fun & Delight
HAPPY BIRTHDAY TO YOU!
یک نفر دلتنگ است،
یک نفر می بافد ،
یک نفر میشمرد،
یک نفر میخواند .
زندگی یعنی :یک سار پرید!
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست : مثلا این خورشید
کودک پس فردا ،
کفتر آن هفته.
یک نفر دیشب مرد ،
و هنوز ، نان گندم خوب است،
و هنوز آب میریزد پایین ، اسب ها مینوشند .
قطره ها درجریان ،
برف بر دوش سکوت ،
و زمان روی ستون فقرات گل یاس
شب را نوشیده ام
و بر شاخه های شکسته می گریم
مرا تنها گذار
ای چشم تبدار سرگردان !
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پرپر کنم.
مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم
و به دامن بی تار و پود رؤیاها بیاویزم
سپیدی های فریب
روی ستون های بی سایه رجز میخوانند
طلسم شکسته ی خوابم را بنگر
بیهوده به زنجیر مروارید چشم آویخته.
اورا بگو
تپش جهنمی مست!
او را بگو : نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام
نوشیده ام که پیوسته بی آرامم
جهنم سرگردان !
مرا تنها گذار...